تبليغاتX
کتابخانه

کتابخانه

در این وبلاگ شما را با کتاب های روز اشنا می کنم

 سلام

خوبین؟امتحان هاتون تموم شدن دیگه!مگه نه؟

من امتحاناتم تموم شدن!چه خبر؟

با یه کتاب اومدم که البته فکر می کنم که همه بشناسنش!!!ولی چون یکی تو کامنت هام درباره اش اطلاعات می خواست تصمیم گرفتم این مطلب رو بنویسم.

نام کتاب:"قصه های مجید"

نویسنده:"هوشنگ مرادی کرمانی"

ناشر:"معین"

قیمت:"۷۰۰۰تومان"

درباره ی کتاب:"داستان پسر نوجوانی است که همراه مادربزرگش از روستا به شهر کوچ می کند."مجید"(همان پسر نوجوان)والدینش را از دست داده.شیرین کاری های زیادی می کنه.شعر می گه و دوست داره یه روزی مشهور بشه.ماهی می خوره تا بهتر درس بخونه(البته با چه مکافاتی!)و خیلی کارهای دیگه که نمی گم چون مزه اش از بین می ره!"

نظر من:"فقط می تونم بگم که خیلی جالبه!"

خوب!تا بعد

نظر یادتون نره!

خداحافظ

امضا

ناز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 12:37  توسط ناز  | 

سلام!خوبین؟با یه کتاب تازه اومدم.

نام کتاب:"پی پی جوراب بلند"

نویسنده:"آسترید لیندگرن"

مترجم:"افسانه صفوی"

ناشر:"کیمیا"

نوبت چاپ:"دوم"

قیمت:"۱۴۰۰تومان"                                    

درباره ی کتاب:"پی پی دختر کوچولویی هستش که پدر و مادرش رو از دست داده و با میمون کوچولوش و اسبش تو یه کلبه زندگی می کنه.پی پی مدرسه نمی ره و سواد نداره.کارهای غیر عادی می کنه.مثلا زور خیلی زیادی داره.یا مثلا لباس هاش خیلی عجیب غریبن:کفش های خیلی گنده و جوراب لنگه به لنگه و...!

پی پی تازه وارد دهکده میشه و با همسایه هاش آشنا میشه.دو تا دوست هم پیدا می کنه.تامی و آنیکا!(یا به قول خودش طامی و عانیکا!!!)"

نظر من:"این کتاب رو وقتی دلتون می خواد یه کمی شگفت زده بشین بخونین.واقعا کارهای این دختر کوچولو غیر قابل پیش بینیه!مثلا از دزد ها پذیرایی می کنه!بقیه اش رو دیگه نمی گم!فقط می تونم بگم که امیدوارم ازش خوشتون بیاد!"

این هم چند تا عکس از "پی پی جوراب بلند":

خوب!این هم از این!امیدوارم امتحاناتتون رو به خوبی پشت سر بذارین!

تا مطلب بعدی

خداحافظ

ناز
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 14:26  توسط ناز  | 

سلام

اومدم تا آدرس سایت نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رو براتون بذارم!

http://www.tibf.ir/

در این سایت می تونین از آخرین اخبار نمایشگاه بین المللی کتاب تهران آگاه بشین و عکس های مربوط به نمایشگاه رو ببینین.

 

تا اخبار بعدی

خداحافظ

ناز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:48  توسط ناز  | 

به خاطر همه

کشاورزی بود که بهترین بوته ی ذرت را پرورش می داد.او هر سال با بوته ذرت خود در مسابقه شرکت می کرد و برنده جایزه ی روبان آبی می شد.

یک بار خبرنگار روزنامه ای با او گفت و گو کرد و درباره ی پرورش بوته ذرت به نکته جالبی پی برد.خبرنگار دریافت که کشاورز بذر های ذرت را بین همسایگان خود تقسیم می کند.

او از کشاورز پرسید:"چرا شما بهترین بذر ها را به همسایگانتان می دهید در حالی که آن ها هم هرساله در مسابقه شرکت می کنند؟"

کشاورز گفت:"چطور شما این را نمی دانید؟باد گرده ها را با خود از روی کاکل ذرت به این مزرعه و آن مزرعه می برد.اگر همسایه های من بوته های نامرغوب پرورش بدهند طبق قانون گرده افشانی رفته رفته کیفیت بوته من هم نزول پیدا می کند.

من اگر بخواهم بوته خوبی داشته باشم باید به همسایگانم کمک کنم تا بوته های خوبی پرورش بدهند."

برگرفته از "همشهری خانواده"

خداحافظ

ناز
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:22  توسط ناز  | 

 سلام

خوب هستین؟تعطیلات نوروز خوش می گذره؟امیدوارم که سال خوبی رو شروع کرده باشین.گفته بودم که با کتاب هایی مناسب نوروز میام.امروز با دو تا کتاب خوب برای این ایام اومدم.امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین.

کتاب اول

نام کتاب:"بازی با کاغذ"

مولف:"بهرام داریانی"

ناشر:"کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان"

درباره ی کتاب:"بازی با کاغذ نام یک سرگرمی است که در آن تنها با تا کردن یک تکه کاغذ بدون نیاز به بریدن و چسب زدن(مگر در بعضی موارد)می توانید شکلهای زیبایی درست کنید.

بازی با کاغذ فقط یک سرگرمی نیست.هنر و فنی است که در رشد فکری و افزایش دقت و مهارت شما کودکان و نوجوانان موثر است."

نظر من:"من این کتاب رو برای ایام نوروز انتخاب کردم چون به نظرم با استفاده از طرح های داخل کتاب می تونیم از وقت های مرده در ایام تعطیلات(که کم هم نیستند)استفاده کنیم.لازم به ذکر که این کتاب داخل یه کاور پلاستیکی هستش و داخل اون هم یه بسته کاغذ رنگی با قطع های مناسب و رنگ های واقعا جالب!

امیدوارم این کتاب رو تهیه کنین و ازش لذت ببرین!"

 

کتاب دوم

نام کتاب:"من و دوست غولم"Painter

نویسنده و تصویرگر:"شل سیلور استاین"

مترجم:"منیژه گازرانی"

ناشر:"چشمه"

نوبت چاپ:"دهم"

درباره ی کتاب:"شل سیلور استاین شاعر و قصه پرداز و نقاش است.آواز می خواند و گیتار می نوازد.او عمق لطافت و زیبایی و شیرینی و سادگی و صداقت دنیای کودکان را درک می کند.به آن عشق می ورزد و محترم اش می شمارد و واقعیات تلخ و گزنده و سمج زندگی روزمره را با ظرافت و با طنزی به همان اندازه تلخ و گزنده به آنان می نماید."

نظر من:"اگه مدتی که کتاب می خونین حتما اسم "شل سیلور استاین" به گوشتون خورده و آثارش رو هم حتما خوندین.اگر نه با خوندن این کتاب می تونین لذت ببرین.لازم به ذکر هستش که این کتاب اشعار کوتاهی داره و خوندنشون کمتر از یک دقیقه وقتتون رو می گیره.من خودم این داستان رو خیلی دوست دارم و الان می خوام براتون نقلش کنم:Clown

"عمویم گفت:"چه جوری به مدرسه می روی؟"

گفتم:"با اتوبوس"

پوزخندی زد و گفت:"من وقتی همسن تو بودم ده کیلومتر پیاده می رفتم."

عمویم گفت:"چقدر بار را می توانی بلند کنی؟"

گفتم:"یک گونی برنج"Doggy

پوزخندی زد و گفت:"من وقتی همسن تو بودم یک گاری را به حرکت در می آوردم و یک گوساله را بلند می کردم."

عمویم گفت:"تا حالا چند بار دعوا کرده ای؟"

گفتم:"دوبار و هر دوبار هم کتک خوردم."

پوزخندی زد و گفت:"من وقتی همسن تو بودم هر روز دعوا می کردم و هیچ وقت هم کتک نمی خوردم."

عمویم گفت:"چند سالته؟"

گفتم:"نه سال و نیم"

بادی به غبغب انداخت و گفت:" من وقتی همسن تو بودم ده سالم بود."

جالب بود ها!امیدوارم خوشتون اومده باشه."

سال خوبی داشته باشین!

خداحافظ

ناز
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 10:7  توسط ناز  |